عبدالله مستوفى

303

شرح زندگانى من ( تاريخ اجتماعى وادراى دوره قاجاريه ) ( فارسى )

زيرا حالا ذينفعى من در روشن شدن قضيه بيش از شماست . دو سه روز بعد اين جلسه تشكيل شد ، الحق دفاعهاى متهم يك پول ناروا نمىارزيد و حق بجانب رئيس محاسبات بود ، يكى دو نفر ديگر هم از رفقا در اين جلسه عضويت داشتند يكى از آنها از راه حميت جوانى او ميخواست قدرى قضيه را سبكتر كند ، من مجال دفاع برئيس محاسبات نداده ، تمام جهات مشددهء مطلب را بىهيچ پرده‌پوشى بسمع حضار رسانده ، رأى بر محكوميت اين آقاى جوان صادر شد . اين جوان خانواده‌اى نداشت و ديپلم مدرسهء سياسى او را بويس كنسولى ولاد يقفقاز رسانده و از آنها بود كه معلومات ، او را دزد با چراغى كرده بود . ولى به زودى بدرود زندگى گفته ، بمرگ خود ساحت بىآلايش جوانها را از لوث اسم خود پاك كرد . ايكاش دست راستش زير سر همكاران امروزش بود . آنها كه اصول مسلم را فداى هواى نفس و پارتى ميكنند ، اشتباه بزرگى مرتكب ميشوند . با فدا كردن اين گوهر گرانبها ، منتهى بتوان يكى دو بار حقى را باطل يا باطلى را حق كرد . هريك از اين تطهيرهاى بى مورد ، طبعا دامن تطهيركننده را آلوده مىكند و عظم و اعتبار همان پارتى كه براى آن يكى از اصول مسلمه را فدا كرده‌اند ، بالمره از بين ميبرد و واى بوقتى كه مردم بدانند كه ممكن است بر خلاف اصول هم‌كارى پيش برد . آنوقت ديگر حدى براى تقاضاهاى فردى جهت برهم زدن اصول نيست و يك كار بىقاعده سبب صدها كار بيقاعدهء ديگر مىشود . هواخواهى از اشتلم يكروز در اداره نشسته بودم ، مرد بلند قدى وارد شد ، يكسر نزد ظهير الملك رئيس اداره آمده پرسيد كار ما را بكجا رسانديد ، همهء تداركات ما براى جلوگيرى تعدى ادارهء راه حاضر است ، من با هزار زحمت رفقا را متقاعد و ساكت كرده‌ام كه دست نگاهدارند بيايم از شما تحقيق كنم كه اگر كارى براى ما صورت نداده باشيد ، برويم از راه مجلس كار خود را انجام دهيم . آقاى رئيس اداره در مقابل اين طرز بيان كه به تشر شبيه‌تر از استعلام است ، نميداند چه جواب بگويد و ميخواهد با مجامله سر مؤمن را بطاق بكوبد . پس از قدرى مذاكره بين طرفين كه البته هرچه بيشتر پيش ميرفت اشتلم يكطرف و مجاملهء طرف ديگر زيادتر ميشد ، من دانستم كه اين آقا نمايندهء گاريچىها است كه بعد از هشت سال هنوز هم نميخواهند نظامنامه‌ايكه در شرح مسافرت پطرزبورغ خود تذكر داده‌ام ، اجرا كنند و قطر چرخ وسائط نقليهء خود را با ميزان باربرى آنها متناسب نمايند . در سر هر سال از سفارت روس براى يكسال ديگر مهلت گرفته‌اند ، در سالهاى قبل وسيلهء گاريچىها البته خواهش و تملق و شايد دم جا دادن بكاركنان اداره بوده و امسال چون از اين اسلحه مأيوس هستند ، بتشر و هو و جنجال متمسك شده‌اند . وضع رئيس اداره در مقابل اين مرد متمرد اشتلم‌چى واقعا مرا متأثر كرد ، كارى كه در دست داشتم زمين گذاشته ، بكمك ايشان آمده بمؤمن گفتم بگوئيد بدانم چه تعدى بشما شده است تا در صدد رفع آن برآئيم . گفت اين قطرى كه براى چرخها در اين نظامنامه